..::: Xload :::..
                                                                                                مسیری باریک میان واقعیت و رویا
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو
موضوع بندی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 30 اردیبهشت 1385
دیوار صوت (sound barrier)

 

شاید نام امیر نادری برای افرادی که با هنر و سینما میانه ای ندارند کمی ناآشنا باشد ولی اهالی هنر همه با نام پرآوازه و جهانی وی آشنا هستند. این مطلب را زمانی که کشتی زمان امیر نادری را در ساحل 60 سالگی پیاده کرده و به مناسبت نمایش آخرین ساخته وی که دیوار صوت نام دارد می نویسم. امیر نادری در آبادان شهری که آن زمان با همه جای ایران متفاوت بود متولد شد. روح سرکش و ناآرام امیر فضای تنگ شهر را با آن همه تفاوت و زرق وبرق برای بدست آورن آمال و آرزوهای دست نیافتنی اش کوچک میدید پس در نوجوانی به تهران آمد تا شاید در اینجا بتواند روح تشنه و عصیان زده خود را سیراب کند. امیر در یک عکاسی کوچک مشغول به کار شد و فنون و مهارتهای عکاسی را در آنجا آموخت او عاشق و شیفته بی برو برگرد سینما بود پس در اوایل دهه 50 بعنوان دستیار کارگردان و عکاس فیلم با کارگردانانی چون ساموئل خاچیکیان و مسعود(کیمیایی) همکاری کرد.هنوز همکاران او امیر را با آن سرووضع نامرتب وبه هم ریخته سر صحنه فیلم رضاموتوری به خاطر دارند که چطور مثل آدمهای عاشق و دیوانه لابه لای صندلی های تراس سینما دیانا می لولیده تا صحنه ای از فیلم را با دوربینش شکار کند! امیر را همه با این مشخصات می شناختند او همیشه بدنبال لحظه ها می گشت و نمی گذاشت لحظه ها به سراغش بیایند. در همان سالها نادری در تدارک ساخت اولین فیلمش یعنی تنگنا بود . امیر مدتی فیلمی برداری می کرد بعد بی پول می شد و دوباره به سراغ عکاسی میرفت بطوریکه پروژه تنگنا بارها بعلت مسائل مالی تعطیل شد زندگی نادری درست شده بود مثل نقش اول داستانش که برای تهیه 200 تومان به هر دری می زند. تنگنا با تمام کاستی هایش تمام شد و تبدیل شد به یکی از فیلمهای جریان ساز و تاثیرگذار در سینمای ایران. تنگنا در میان فیلمهای پرستاره و پرزرق وبرق سینمای آبگوشتی الحق که خوش درخشید. تنگنا با آن همه نکبت و بدبختی که در آن موج میزد نمونه ای بود از یک سینمای اجتماعی و معترض که در آن زمان اتفاق مهمی بود. تنگنا نمونه ای از یک سینمای واقع گرا ودر عین حال نوپرداز بود که نادری با این اثرش ثابت کرد بدون ستاره ها هم می توان فیلم ساخت . پس از تنگنا نادر یخداحافظ رفیق را با مشکلات مضاعف ساخت که در مقایسه با تنگنا گامی به عقب بود. خداحافظ رفیق با بهره گیری از فاکتورهای سینمای نادری و گوشه چشمی به گیشه ساخته شد که با اینکه بعنوان دومین اثر کارگردانش خوش ساخت تر از فیلم قبلی بود اما نتوانست صحنه های نابی که در تنگنا بود را تکرار کند. فیلم بعدی نادری تنگسیر با اقتباس از داستان صادق چوبک ساخته شد و با بازی زیبای بهروز وثوقی در نقش زار ممد و فیلمبرداری اسکوپ ( چیزهایی که نادری از آنها بیزار بود) فقط ادای دینی بود به دوستانی که اورا در تهیه فیلمهای قبلی اش یاری کرده بودند و نادری می خواست برای دوستان تهیه کننده اش که اورا در ساخت آثار دلخواهش یاری کرده بودند فیلمی پرفروش ساخته باشد که متاسفانه فیلم توقیف شد.

 

 

نادری در خلال کارگردانی سه فیلم بلندش فیلمهای کوتاهی نیز مثل سازدهنی و مرثیه را ساخت که هر کدام به اندازه فیلمهای بلندش حرفی برای گفتن داشتند. سازدهنی داستان امیرو کودک فقیر جنوبی که برای بدست آوردن سازدهنی به صاحب آن کولی می دهد نهایت شاعرانگی در سینمای نادریست. نادری پس از انقلاب وارد دوران تازه ای ازفیلمسازی خود شد و با ساخت فیلمهای جستجو دونده و آب باد خاک وجه دیگری از قدرت فیلمسازی اش را به نمایش گذاشت. آب باد خاک فیلمی استعاری بود که تمام مفهومش را میتوان در تصاویرش جستجو کرد و این درک بالای بصری کارگردانش را صابت می کند که چطور می توان بدون دیالوگ و با زبان تصویر مفهوم را انتقال داد. ای کاش منتقدین با آب باد خاک مهربانتر بودند و میگذاشتند  نادری در کشور خودش جهانی شود و به اثبات برسد. نادری پس از بی مهری های فراوان مهاجرت کرد و سالهاست که خارج از مرزها مشغول فعالیت های هنری اش می باشد. آخرین فیلم نادری با عنوان دیوار صوت نمونه ای از سینمای استعاری  است که هر پلانش را می توان یک اثر مفهومی یا گرافیکی فرض کرد. دیوار صوت داستان کودکی کرولال است که در انباری یک رادیو دنبال نوار صدای مادرش که قبلا گوینده آنجا بوده می گردد تا آن را به فردی بدهد و آن فرد گفته های ماذرش را برای او تکرار کند و او از راه لب خوانی بفهمد که مادرش در آن نوار چه گفته و چون نمی فهمد تمام نوارها را روی یک پل و زیر چرخهای تریلی می ریزد. دیوار صوت داستان تنهایی آدمهاست در جهانی که هرروز با صنعتی شدن  انسانها را در جریان خود غرق می کند. دیوار صوت شاهکاری است با تصاویر ناب نادری که نهایت ادراک و پختگی وی را می رساند. شاید کودک فیلم همان امیروی سازدهنی باشد که سر از نیویورک درآورده یا شاید کودکی خود نادری باشد. کودکی که در فیلم هست ممکن است در هر جایی باشد. نادری می خواهد با فیلمش بگوید که نداشتن  ارتباط مانند دیواری شیشه ای بین انسانهاست انسانهایی که براحتی از کنار هم می گذرند. دیوار صوت شعر خوش آهنگی است به زبان تصویر که با هر اهل هنر و دانایی ارتباط برقرار میکند او می خواهد بگوید اما ما نمی شنویم. نادری یکی از افتخارات هنر مدرن ایران به شمار می آید . افتخاری که  ناشیانه و با هدف شهرت از کارهایش کپی می کنند ولی نمی دانند که رنگ احساس در فیلمهای نادری غیر قابل کپی است.            


چهارشنبه 20 اردیبهشت 1385
نوشته ای از بلاگ اکسلود کلاسیک

 

 

انسان زمانی می تواند خود را یک فرد موفق بداند که در درجه اول به نفس خود کاملا ایمان داشته باشداز نظر من مهمترین اصل برای موفقیت در یک تصمیم معتقد بودن به توانایی های شخصی ست که هر فرد به نوبه خود دارای نوعی از آن می باشد. با توجه به آن که ما هم نقطه ضعف داریم هم نقطه قوت پس میتوانیم خوش بخت باشیم نسبت به اینکه نقاط قوت ما بیش از نقاط ضعف ماست. اعتماد به نفس یکی از نتایج اعتقاد به خود است.

من شخصا زمانهایی را تجربه کردم که با اعتماد به شخص خودم و باور داشتن موفقیت , توانستم در زمان خاص تصمیمی را اتخاذ کنم و کاملا به نتیجه مورد نظرم برسم. خاطرم هست چندین سال پیش 2 واحد ادبیات امتحان داشتم ساعت 10 امتحان برگذار می شد من ساعت 8 شروع به خواندن کردم وقتی به سمت محل برگذاری امتحان حرکت کردم با اعتقاد عجیبی گفتم من این درس را پاس می کنم. باور کردنی نیست اما من این 2 واحد را پاس کردم البته با توجه به آن که ساعت 8 تا 8:30 زمانی نیست که آدم بتواند درسی را حتی تا نیمه بخواند. مثال های زیادی هم ممکن است شما به زهن تان خطورکنه.

همیشه تصمیم گرفتن راحت بوده اما مهم عملی کردن یک تصمیم یا فکر است وقتی به خود باو.ری برسیم مطمئنا برای عملی کردن یک فکر بهتر اقدام خواهیم کرد.

  • راههای زیادی برای رسیدن به خود باوری وجود دارد
  •  
  • تلقین با تکرار و تمرین آن در مسائل روز مره
  •  
  • انجام کارهای سخت برای خود باوری بیشتر
  •  
  • مسئول شدن نسبت مسائل بیشتر در زندگی ( حتی قبول این مسئله که پول برق را شما پرداخت می کنید )

اما باید کاملا متوجه باشید تا زمانی که خودتان نخواهید به این خود باوری نمی رسید. باید برای هدفتان بجنگید با تمام نیرو و در کنار آن خود را باور داشته باشید.

منبع : خودم!

 رضا


سه شنبه 12 اردیبهشت 1385
زندگی ۱

از نظر من زندگی انسان یک بازی ست که از صبح شروع میشه و در شب به پایان می رسد، این در هر صورت به پایان می رسد ( مرگ ) اما مهم آن است که در این بازی رکورد کسب کنیم! اما اگر سوختی و باختی دیگه نمی تونی از اول بازی کنی مگه Call of duty یا Counter Strick هستش که دوباره شروع کنی . فقط یک فرصت به هر کدام از ما دادن راستی جایزه هم می دن یک تور مجانی به بهشت به مدت نامحدود ، گارانتی بدن شما برای همیشه زنده ماندن، خانم یا آقای خوشگل در اختیارتان گذاشتن ، و خیلی چیز های با حاله دیگه ، ما بعضی وقت انقدر غرق بازی می شویم که یادمان می رود برای چی بازی می کنیم، زندگی مهم نیست چطور زندگی کردن مهم است. در جایی خواندم یک مرد را می توان نابود کرد اما نمی توان شکست داد ، بنظرم ایده آل همین یک جمله است که ما بجای چکنم چکنم فکر مقابله و چاره باشیم جلوی تمام مشکلات زندگیمون.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 52343


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


شناسنامه رضا

 

 

Reza ID:

Amir ID:

شناسنامه امیر