تا به حال فکر کردید که چقدر دین و دینداری باعث تخریب یا برعکس سازندگی در شخصیت انسان میشه؟
چند روز پیش داشتم یک برنامه ی تلویزیونی رو نگاه می کردم که درباره ی افزایش محبوبیت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در جمهوری آذربایجان بحث می کرد. واقعا دیدنی بود و باعث تاسف که چرا دانشجویان آذربایجانی از رودکی و مولانا و سعدی گرفته تا شاعران و ادیبان معاصر ایرانی رو بهتر از ما ایرانی ها می شناسن؟
حتی در بخشی از برنامه عنوان شد که در دانشگاههای رسمی آذربایجان که روزی جزیی از ایران بوده زبان پهلوی دوره اشکانی تدریس میشه و زبان پارسی به عنوان زبان دوم مطرح شده!
با خودم فکر کردم ما ایرانی ها با هزاران سال پیشینه فرهنگ و تمدن چرا امروز به جای احیای فرهنگ و تمدن خودمون سنگ اعراب رو به سینه میزنیم تا اسم خلیج فارس رو عوض کنن و ابوعلی سینا رو دانشمند عرب عنوان کنن!
چرا زبان دوم ما باید زبان عربی باشه که در هیچ جای دنیا جز کشورهای عربی "که مارو عجم و دشمن خودشون می دونن" کاربردی نداره و همه ی دانش آموزها ازش متنفرن. ...
به نقل از دوستی که چند سال قبل به آذربایجان سفر کرده بود، مردم آذربایجان برای دسترسی راهت تر ایرانیانی که برای خوش گذرانی به این کشور سفر می کنند 5 کیلومتر بعد از مرز، کاباره و دیسکو بنا کرده اند!
چقدر زشت ... فقط همین! ...
دین مخرب نیست ولی نباید جنبه بازدارنده داشته باشه. دین باید هدایت کننده انسانهایی باشه که راهشونو گم کردن و هیچ کس نمیتونه اونهارو راهنمایی کنه. دین اختیاریه نه اجباری. دینی که با قاشق سوپ خوری توی حلق آدما ریخته بشه یا تو رگهاشون تزریق شه و یا حتی بصورت داغی روی پیشونی آدما حک بشه قطعا هدایت کننده نیست و مخربه.
شاید یه گل سرخ هم بتونه قبله ای برای نمازی باشه که پی قدقامت موج خونده میشه ...
یاحق |