
چه چهره های آشنایی... چه ستاره هایی ... عجب کارگردانی! سریع یه بلیط و جستم توی سینما اونم چه سینمایی از نوع عصر جدیدش! مطمئن بودم که برای استراحت یا فرار از گرمای ظهر تابستون داخل سینما نرفتم. فیلم شروع شد ... از همون تیتراژ فیلم فهمیدم که آقا مسعود از سربازای جمعه به بعد یه تغییراتی کرده، شاید مجنون تر شده و این دفعه خواسته حسابی دینشو به سینما ادا کنه! از حق نگذریم که تیتراژ رئیس یکی از بهترین تیتراژهاییست که منه گرافیست تا به حال دیدم. آقا جواد اونم به رنگ طوسیش واقعا سنگ تموم گذاشته برای این تیتراژ. کسی که همیشه توی نشریات وقتی همه کیمیایی رو نشونه میرن و سینماش رو دمده و کهنه قلمداد میکنن مدافع سرسخت کیمیایی بوده و هست. شاید بشه رئیس رو از این جهت مورد بررسی قرار داد که کیمیایی وقتی دید زبان فیلمهاش نامفهوم شده و حسابی لحجه پیدا کرده به این فکر افتاد که داستانهاشو با پرداختی نو و زبانی سینمایی تر بسازه. کیمیایی در دوران پس از فیلم سرب دچار آشفتگی در پرداخت فیلم شده بود که اوجش سربازهای جمعه بود. حکم سیاه مشقی بود که کیمیایی تجربیات جدیدش را بیازماید و به سکوی رئیس برسد. رئیس یکی از بهترین فیلمهای اوست در دورانی که فیلم ساختن یک اتفاق محسوب می شود. کیمیایی فیلم نمی سازد بلکه سینما میسازد. تمام عناصر فیلمهای او غیر واقعی و تخیلی است که به رنگ و لباس آدمها و مکان های جامعه در آمده. کیمیایی با الهام از فیلم های دهه 60 و 50 میلادی و ژانرهایی چون فیلم نوآرها فیلمهایش را میسازد، فیلمهایی که قهرمان ضد قهرمان و تمام عناصر فیلمهای ان زمان را دارا می باشند. در رئیس دو دوست قدیمی و آشنا در فیلمهای کیمیایی باز در مقابل هم قرار میگیرند. هر دو رضا هستند با این تفاوت که یکی پلیس و دیگری خلافکار بوده. وقتی دو رضا در خرابه های سینما رکس لاله زار ساندویچ می خورند تازه به گذشته و عمق دوستی آن دونفر پی میبریم. فرامرز قریبیان بازیگری که قهرمان قدیمی فیلمهای کیمیایی بوده و بعد از ردپای گرگ در فیلمی از او بازی نکرده پس از 12 سال باز میگردد و دوباره نقش همان قهرمان را بازی میکند. قهرمانی که آن روزها چاقو میخورد و با چاقو انتقام میگرفت در رئیس اسلحه به دست میگیرد و پی عشق قدیمی و پسر به زوال رفته می رود. به جرات می توان گفت بازیگران رئیس بهترین بازیهایشان را در این فیلم به نمایش گذاشته اند. از لعیا زنگنه گرفته تا داریوش ارجمند که البته ارجمند قبل از این فیلم در اعتراض هم خوش درخشیده بود. بازیهای جذاب و گیرا نشان از این دارد که این بار استاد بی گدار به آب نزده و کلی روی فیلمش کار کرده. رئیس از این لحاظ فیلم مهمیست که نشان میدهد کیمیایی از گذشته اش فاصله گرفته و خود را در فضای امروز یافته. درست است که شخصیتها، مکان ها و موقعیتها گاه غیر واقعی به نظر می رسند "که البته این از خصوصیات فیلمهای کیمیاییست" ولی پرداخت فیلم و چیدمان عناصر داستان و کلا داستان فیلم حاکی از وجود کارگردانی قدرتمند است. رضای فیلم همان رضای ردپای گرگ است با این تفاوت که کفش دورنگ به پا نمی کند و تیزی به دست نمی گیرد و لات نیست ولی هنوز عشق و ناموسش را جدا از هم می داند . در فیلمهای قبلی کیمیایی زن در حاشیه قرار می گرفت و کمرنگ بود ولی در دوران جدید فیلمسازی او به او بها داده شده و از حاشییه به متن فراخوانده شده. از میان بازیهای دیگر فیلم می توان به بازی اکبر معززی اشاره کرد که چون سعید یردوست و کیانوش گرامی در اکثر فیلمهای کیمیایی نقش چندم بازی کرده که البته بازی اش د ر رئیس خیلی به چشم آمد. خسرو شکیبایی هم با طنازی و کلام خاصش بسیار دلنشین و زیبا دیالوگ ها را به زبان می آورد. موسیقی فیلم که خود جای بحث فراوان دارد با تلفیقی از تم های غربی و ایرانی بسیار زیبا و به جا تنظیم شده که صحنه های فیلم را پر کشش و جذاب می نماید.
نمی دانم چرا وقتی فیلم به پایان رسید بی اختیار یاد صورت زخمی دی پالما افتادم!؟
وقتی تیتراژ پایانی فیلم را دیدم مطمئن شدم که رئیس فیلمی از مسعود کیماییست. کیمیایی در دوران جدید فیلمسازی را به فال نیک باید گرفت.
حتما این فیلم رو ببینید.
امیر |