..::: Xload :::..
                                                                                                مسیری باریک میان واقعیت و رویا
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 11 مرداد 1386
به زبانی دیگر باید گفت...

i never knew u will find me
i never feel what is first thing and where it will be end.
hey buddy think about it,u most have it but let it go,
you know it never come back to you , but let it be.
sacrifice is home work for today, just do it like you do ur girl
it's feel okey when it done!
never forget my song cuz you never regret for it, your friend is not mine
hell, i will kill him like a dog.
this world going wild tell me something should i run for it?
should i stop my live for something crazy, i mean it, world is gonna be mad
and we just sit here and wait for miracle.

DO WHAT YOU BELIVE,


سه شنبه 2 مرداد 1386
بازیگری در سینمای کیمیایی

سالها پیش، زمانی که سینمای ایران دچار فیم فارسی شده بود " که البته این متن در نفی یا ستایش آن نیست" استعدادی چون مسعود کیمیایی وارد عرصه فیلمساز شد و توانست تحول عظیمی در این صنعت شکست خورده و بی هویت ایجاد کند.

از این پس سلسله مطالبی با مظمون " بررسی سینمایی آثار کیمیایی" برای شما خواهم نوشت که اولین مطلب تحت عنوان " بازیگری در سینمای کیمیایی" پیش روی شماست.

بی شک اولین ستاره ای که در سینمای این کارگردان و فیلمساز مولف مطرح شد بهروز وثوقی بود، ستاره ای که قبل از حضور و ایفای نقش اصلی فیلم قیصر چندان مطرح نبود و در سینمای فردین زده آن زمان گم شده بود. او استعدادی بود که توسط کیمیایی کشف شد و پس از آن تک ستاره سینمای ایران لقب گرفت. وثوقی با ایفای نقش اصلی فیلم قیصر این شانس را پیدا کرد که با توانایی بالای خود چهره قهرمان کلاه مخملی و لمپن سینمای آن دوران را بشکند و چهره ای نو از یک لات امروزی به نمایش بگذارد. قیصر که آغازگر موج نو و تحولی عظیم در سالهای قبل از انقلاب بود حاصل تفکر و نواندیشی شخص کیمیایی بود، کارگردانی که با ذهنی درگیرسینما توانسته بود سینمایی شناسنامه دار و با هویت ارائه کند. وثوقی در فیلم بعدی " گوزنها" با 180 درجه تغییر توانست متفاوت ترین نقش تاریخ سینمای ایران را ایفا کند، نقشی که سالها بهد بازیگران بسیاری سعی در احیاء آن داشتند و هرگز موفق نشدند. سید در فیلم گوزنها نمایش زوال یک انسان است، انسانی که روزی دارای شخصیت بوده و حال به دنبال آن شخصیت از دست رفته از خود می گذرد. بهروز وثوقی در نقش سید برای تماشاگر باورپذیر بود چون در قالب شخصیتی فرو رفته بود که مردم با آن آشنا بودند و در زندگی با چنین افرادی برخورد داشتند که صد البته نقش خود کیمیایی در پروراندن این نقش و سپردن آن به چنین بازیگر توانمندی بسیار حائز اهمیت است.

2 – فردین : مرحوم فردین که نام آشنایی در سینمای پیش از انقلاب بود و با چهره دوست داشتنی و مردانه اش خیل عظیمی را به دیدن سینمای آبگوشتی آن زمان دعوت می کرد و چون قدیسی برای مردم و سینما رو ها بود وقتی در فیلم غزل به ایفای نقش پرداخت بهترین بازی دوران هنری خود را به نمایش گذاشت. غزل با اینکه شکست تجاری خورد و با اینکه مخاطب فردین را در هیبت و نقش جدیدش نپسندیدند ولی غزل بی شک بازی در غزل نقطه عطفی در دوران بازیگری فردین شد.

3 – فرامرز قریبیان: دوست قدیمی و یار گرمابه و گلستان مسعود و کسی که چهارشنبه ها با او در سینما رکس لاله زار قرار داشت در فیلم خاک " اولین فیلم کیمیایی" نقش اول را بازی می کند. قریبیان پیش از آنکه بازیگر باشد یک تیپ است،

 تیپی که مورد پسند کیمیایی و در خور نقشهایی است او خلق می کند. بازی قریبیان نیز در فیلم غزل بسیار قابل توجه و البته این توجه در فیلم رئیس به اوج خود می رسد.  غریبیان در فیلمهای زیادی ایفای نقش کرده ولی چون با فضای داستانهایی که در آنها بازی کرده مانوس نبوده و نقش برای بازی او نوشته نشده بوده هیچوقت به موفقیتی که در فیلمهای کیمیایی به دست آورده نرسیده.

قریبیان در ردپای گرگ توانست تصویری از یک چاقوکش ناموس پرست را ارائه کند که تا به حال توسط هیچ بازیگری به نمایش گذاشته نشده بود. ردپای گرگ نقطه عطفی در کارنامه بازیگری قریبیان به شمار می رود.

4 – فریبرز عرب نیا : وقتی سکانس آغازین سلطان را دوباره می بینم تازه می فهمم که عرب نیا یک پدیده در بازیگری است. یا حتی سکانس کبابی و یا سکانس موتور سواری شبانه سلطان که یکی از سکانسهای ماندگار سینمای ایران است. بازی روان و لحن یکدست عرب نیا که او را بیشتر به تیپ دلخواه کیمیایی نزدیک می کند و به او این امکان را می دهد که به قهرمان دلخواه استاد بدل شود و جای قهرمان گذشته " قریبیان" را بگیرد. البته بازی عرب نیا در ضیافت هم حائز اهمیت است که البته نقش او در تعدد نقشهای فیلم گم شد. عرب نیا با کلامی نثر گونه که حاصل دیالوگهای کیمیاییست می کوشد در سلطان قهرمانی باشد که زخم خورده ولی شکست ناپذیر است. بی شک باز او در این فیلم فراموش نخواهد شد.

5 – محمد رضا فروتن: کشف دیگر استاد پس از عرب نیا که الحق بازی اودر فیلمهای قهرمان پرداز کیمیایی به چشم می آید. فروتن با لحن معترض و خشمگین و گاه عاشقانه و مغرور می کوشد در فیلمی چون مرسدس به بازیگری بدل شود که بعدها از آن به عنوان ستاره ای نو یاد کنند. مرسدس با اینکه یکی از ضعیف ترین فیلمهای کیمیاییست ولی دارای نقاط قوتی است که بواسطه بازی فروتن جان گرفته. فروتن در فیلم بعدی " فریاد" زیاد به چشم نمی آید چون خود فیلم حرفی برای گفتن ندارد و دریغ از تک صحنه ها سکانس های درخشان استاد است. سربازهای جمعه آخرین بازی فروتن در فیلمهای کیمیایی تا به امروز نیز دست کمی از فریاد ندارد و بازی در مرسدس شاه نقش فروتن در فیلمهای کیمیایی باقی می ماند.

6 – داریوش ارجمند: بازیگری کهنه کار که پس ازناخدا خورشید دیگر در هیچ نقشی ندرخشید تا "اعتراض" . بازی ارجمند در اعتراض شاید یکی ار بهترین بازی های ارجمند باشد. قهرمان لات کلاه مخملی فیلمهای کیمیایی پس از 20 سال از زندان آزاد می شود و در نقش قهرمانی زخم خورده و حبس کشیده دوباره نقش اصلی را ایفا می کند. نقش امیرعلی در اعتراض از زوایای بسیاری قابل بررسی است و یکی از این زوایا این است که کیمیایی دوباره می خواهد قهرمان گذشته اش را که پس از ردپای گرگ بایگانی کرده بود احیا کند. ارجمند با قدرتمندی نقش قهرمان خسته را ایفا کرد و در آخر هم با ضرب چاقوی نارفیق از پای درآمد و تا به امروز هم آفتابی نشده!

7 – هادی اسلامی: مرحوم هادی اسلامی در سرب به نقش نوری یکی از ماندگارترین نقشهای سینمای ایران را بازی کرد. سکانس کتک خوردن نوری جلوی سینما که بسیار درخشان و از نقاط قوت فیم است به واسطه بازی اسلامی اعتباری خاص دارد. حیف که سینما خیلی زود از حضور چنین بازیگر قدرتمندی بی بهره ماند...

8 – احمد نجفی: قهرمان کم حرف گروهبان و جنوبی معترض در دندان مار به به راستی فقط در دوره حیات هنری اش در این دو فیلم درخشید و حال درکسوت یک مجری پیش پاافتاده در یک برنامه تلویزیونی دست چندم خنده های مضحک می کند!

9– پولاد کیمیایی: پسر خلف پدر که از کودکی در فیلمهای او بازی کرده و حالا با یفای نقش اصلی رئیس ثابت کرد که پسر همان پدر است و می تواند آموخته هایش را از او درست استفاده کند. بازی پولاد در فیلم سلطان در نقش نوجوان معترض خاموش نوید این را می داد که بعدها به ستاره ای در سینمای کیمیایی بدل شود و بتواند بار قهرمانی فیلمهای اور ا به دوش بکشد که البته در رئیس این را ثابت کرد.

 

چون نقش زن در سینمای کیمیایی آنچنان پر رنگ نبوده و زنان در سینمای او جایگاه خاص ندارند

 فقط به بازیهای درخشان فریماه فرجامی در سرب، گلچهره سجادیه در دندان مار و گروهبان، هدیه تهرانی در سلطان و لیلا حاتمی در حکم می توان اشاره نمود.

 

امیر


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 52318


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


شناسنامه رضا

 

 

Reza ID:

Amir ID:

شناسنامه امیر