ابراهیم حامدی (ابی) خواننده صاحب نام و صاحب سبک ایرانی در سال 1328 در تهران حوالی میدان امام حسین به دنیا آمد.در دوران نوجوانی و جوانی با علاقه ای که به موسیقی و هنر خوانندگی و آواز داشت مشغول به خواندن در کافه ها و کاباره های شمال شهر شد.
او با خواندن ترانه های خوانندگان دیگر نظیر عارف ویگن و عبدالحسن ستارپور (ستار ) حرفه خوانندگی را تجربه کرد.
در اوایل دهه 50 ابی به خاطر داشتن صدای مردانه و خاص خود مورد توجه قرار گرفت و اولین ترانه های ارژینال خود را ارائه کرد. شاید ترانه شب اولین ترانه ای باشد که مختص ابی سروده و اجرا شده است.
اولین آلبوم ابی با عنوان تپش با اشعاری از ایرج جنتی عطایی و موسیقی جاودان بابک بیات چنان اعتباری را برای ابی بدست آورد که تمام تهیه کنندگان موسیقی را بر آن داشت که با او وارد مذاکره برای تهیه و ضبط آلبوم های دیگر شوند.
آلبوم های نازی نازکن و شب زده ادامه همکاری ابی با همان گروه موفق و خلاق یعنی جنتی عطایی – بیات و مرحوم واروژان می باشد.
شاید اوایل دهه 50 را بتوان فصل شکوفایی در عرصه ترانه و موسیقی پاپ ایران یاد کرد. در آن سالها به خاطر تازگی و نو بودن این هنر و مقبولیت آن نزد عامه مردم و همچنین وجود آهنگسازان و شاعران خلاق و نوگرا و مهمتر از همه پولساز بودن این حرفه مسیری را که سالها باید می پیمود طی چند سال پیمود.
نمی توان نادیده گرفت کرد که ابی با ترانه تپش و هم غصه به شهرت رسید که هر دو از اشعار
جاودانه ایرج جنتی عطایی و موسیقی زیبای بابک بیات بهره برده بودند.
ابی در سالهای پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا با تهیه کنندگی تهیه کنندگان لس آنجلسی چند آلبوم را به بازار عرضه کرد که هیچ کدام نتوانستند همانند ترانه های پیش از انقلابش مورد توجه قرار گیرند.
ابی در آمریکا با آهنگسازانی چون آندرانیک – فرید زلاند و حتی سیاوش قمیشی کار کرد و شاعرانی چون اردلان سرافراز و شهیار قنبری و حتی جنتی عطایی برایش سرودند اما هرگز نتوانست از حد گذشته هایش فراتر رود و گاه به خواندن ترانه های نازل و مبتذل تن داد!
بین سالهای 60 تا اواخر دهه 70 را می توان سالهای رکود و گاه نزول ابی دانست خواننده ای که حتی نام وی را می توان در دورافتاده ترین روستاهای ایران و گاه روی دیوارها یافت!
شاید یکی از دلایل این افول این باشد که تهیه کنندگان لس آنجلسی هیچ گاه اهل ریسک نبوده و همیشه از راههای امتحان پس داده حرکت می کردند.
گران بودن هزینه های ارکستراسیون در آمریکا همیشه این تهیه کنندگان را به سوی کیبورد و سینتی سایزر سوق می داد که هیچ گاه نمیتواند زیبایی و شادابی ارکستر زنده را داشته باشد.
نقطه عطف کارنامه ابی بین سالهای 60 تا اواخر دهه70 شاید بازخوانی سرود زیبای خلیج فارس باشد سرودی که یک بار در ایران با موسیقی دکتر سریر توسط محمود علیقلی اجرا شده بود.
اواخر دهه 70 ابی با اجرای 6 ترانه در آلبوم متوسط طلوع کن گامی به جلو بر می دارد گامی که اورا به ورطه جدیدی از زندگی حرفه ای اش برد.
طلوع کن آلبومی متوسط با اشعاری از جنتی عطایی و موسیقی فرید زولاند و مهمتر از همه اسفندیار منفردزاده که پس از سالها غیبت در عرصه موسیقی با این البوم بازگشتی موفق داشت اثری بود که به لحاظ تفاوت با کارهای گذشته ابی در آمریکا مورد توجه قرار گرفت.
پس از این آلبوم در سال 83 ابی در همکاری مجدد با سیاوش قمیشی می خواست تجربه به ظاهر موفق ستاره های سربی راتکرار کند که باز هم به خاطر عدم استفاده از ارکستر زنده در آلبوم جدیدش و نداشتن ملودی های روان به شکست انجامید.
آلبوم شب نیلوفری با اینکه اشعاری از جنتی عطایی بزرگ داشت ولی از داشتن تم مناسب و ملودی های زیبا و روان بی بهره بود همچنین استفاده بی حد و اندازه از سینتی سایزر آن را بسیار غیر حرفه ای و تا حدی بازاری جلوه می دهد.
ابی پس از شب نیلوفری می خواست فضای جدیدی از خوانندگی را تجربه کند که نتیجه اش شد بازخوانی یک ترانه با خواننده بی هویتی چون آرش !!!
و حالا سال 85 ابی در مسیر جدیدی گام گذاشته مسیری در امتداد همان سالهای ابتدایی خوانندگی اش.
شاید اگر این (اتفاق) نمی افتاد هیچ وقت درباره ابی نمی نوشتم و او را جزو از دست رفتگان می دانستم ولی با حسرت پرواز حس تازه ای در من بوجود آمد.
آلبوم حسرت پرواز با اشعار ایرج بزرگ و آهنگ و تنظیم شوبرت آواکیان نشان از طراوت و تازگی در عصر جدید خوانندگی ابی دارد.
حسرت پرواز آنقدر خوب است که نوشتن درباره اش را مشکل می کند. ارکستراسیون عالی ملودی های روان استفاده به جا از گیتار الکتریک و درامز به عنوان ریتم وپایه و همچنین استفاده از گوشه های راک در چند تا از ترانه ها کار را تا حد فوق حرفه ای بالا برده است.
امیدوارم ابی با ورود به این عرصه جدید بتواند موفقیت و اعتبار گذشته اش را احیا و ارتقا بخشد و نام خود را به عنوان ماندگارترین خواننده پاپ ایران ثبت کند.
|